محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
15
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كس در نماز خود مىگويد : « تنها تو را مىپرستيم و از تو يارى مىجوييم . » « 1 » ولى براى انجام امور خود ، نزد ديگران كرنش و فروتنى مىكند ، در واقع در ادعايش ( يارى جستن از خداوند ) صادق است و راستگو نمىباشد . ( لم يولد سبحانه فيكون فى العز مشاركا و لم يلد فيكون موروثا هالكا . . . ) اگر خداوند زاده شده و داراى پدر بود ، آنگاه وى مخلوق و ممكن الوجود مىبود ، نه خالق و واجب الوجود و پدرش نيز برتر از او و در عظمت و جلالش شريك او مىبود و نيز اگر داراى فرزند بود ، همچون ديگر پدران پير و سالخورده مىشد و سپس مىمرد و فرزندان و نوههايى از او به جاى مىماند و خداوند منزه از تمامى اين امور است . ( و لم يتقدمه وقت و للزمان ) به تحقيق ، اگر زمان بر خداوند پيشى مىگرفت ، مىبايست قائل به حادث و ممكن الوجود بودنش مىشد و در تفاوت وقت و زمان گفته شده كه وقت جزئى از زمان است و زمان اعم از وقت است . با اين حال ميتوان كه گفت كه مقصود از هردو يكى است و عطف در اينجا براى تفسير و توضيح بيشتر است . ( و لم يتعاوره زياده و لا نقصان ) اگر زيادى و كاستى در وجودش راه داشت ، او متغير و قابل دگرگونى بود . ( بل ظهر للعقول بما أرانا من علامات التدبير المتقن و القضاء المبرم ) خداوند با آفرينش هستى و نظام محكم و قانونمندى كه در آن قرار داده ، خود را به ما نشان داده است . ( فمن شواهد خلقه ، خلق السموات موطدات بلا عمد ) آفرينش ستارگان و آسمانها از نشانههاى
--> ( 1 ) . إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ حمد / 1 : 5 .